عشق و دلتنگی
eshgho deltangi
سلام خوبین انشاالله؟ شعر پست قبلی (اگه بشه شعر گفت) نوشته ی دوستم میناست که خواست اینجا بزارم شاید گذره عشقش به این طرفا بخوره و بتونه این دلنوشته رو بخونه و از لطف تون که از وقتتون برام گذاشتین ممنون میدانم روزی هم فرصت انتظار می به سر خواهد رسید روزی خواهد بود که بعد از خواب همگان تنها من و تو باشیم دلهایمان مملو از عشق خدایی و نویدی از زندگی چه زیبایی ست این شب و این لحظه امشب باز هم از تو می گویم تو که به یک بار امید زندگیم شدی تو که زندگی یکنواختم را سر و سامانی دادی نمی دانم در چه جمله ای میتوانم عظمت عشق و دوست داشتن قلب عاشقم را به گوشت برسانم پس تنها با با فریادی از سکوت میگویم دوستت دارم و خواهم داشت چه کنم با این دل گرفته چه کنم با خاطرات گذشته تو ای بهترین کسم کجایی که من بی کسم همیشه به یادتم ای هم نفسم حتی الان که بی هم نفسم ولی دریغا که شب میرود و سپیدی می اید و من بی یارم نمیدانی جانم!به هزار غم گرفتارم با یاد توست که که نمی رسد پایان کارم بسیار امید داشتم در ذهنم افسوس که نه امیدیست اکنون یارم غم دوریت بهانه ی باریدن است پلکانم خیسم نشانه ی غم است نشکن دل شکسته ی مرا ای عشق ای روزگار مرا با حوادث اینگونه نشکن خدایا به خداییت قسم خدایا به تواناییت قسم هر جا سایه ای هست ازش تو باش نگهدارش می سپارمش به تو کز تو بهتر و توانا تری نیست می سپارمش دست علی که جز او یار و نگهداری نیست تلخ است فراقت ای یار شیرین است بودنت به امید دیدار![]()
| Design By : Night Skin |


