عشق و دلتنگی
eshgho deltangi
وقتی که عاشقم شدی پاییز بود و خنک بود کلی لبش پرید ه بود همش پر ترک بود منم شدم عاشقت با حرفای تو تردید و هراس از نبودنت همون تور که میلغزید روی صورت نازت قطره های بارون اسمون یه قایم موشک بچهگانه بود حالا بارون چشمای من جاری شد دستانم خود کاما نه می نویسد برای تو به یاد تو و عشق زیبای تو که در دل دارم چرا من تنها شدم به کدام گناه؟ خواستی بری گفتم برو اما چرا دگر بردی دلم چرا نشنیدی حرفای عاشقونمو ؟ چرا ندیدی اسمون گرفته ی دلمو؟ چرا ای بی وفاااااااااااااااااااااااا حالا رد تو از کی بگیرم؟ به دنبالت در کدوم کوچه ی پست و بد ذات روزگار بگردم چه حرفایی که دارم از تو به یادگار دلم شده یه ذره واسه چشمای زیبا ت برو که دیگه نیست اینجا دلی به انتظارت برو چون دگر نیست اینجا کسی که بکشه نفس بیادت این رو بگیر به یادگار از من که ادرسیست که دهد نشان به تو خانه ی ابدیم را کوچه های بی کسی انتهای جاده ی خاکی همون ساختمون سوخته ی قدیمی زیر زمین داخل همین خونه کنج دیوار که قابت بوده اون جا بوده تا چندی پیش مرده ای که بوده به انتظارت................ 
تو آسمون آرزوت هزارتا بادبادک بود
تنگ بلوری دلت درست مث دل من
وقتی که عاشقم شدی چیزی ازم نخواستی
توقعت فقط یه کم نوازش و کمک بود
چه روزا که با هم دیگه مسابقه می ذاشتیم
که رو گل کدوممون قایق شاپرک بشینه؟
تقویم که از روزا گذشت دلم یه جوری لرزید
راستش دلم خونه ی تردید و هراس و شک شد
دیگه نه از تو خبری بود ، نه از آرزوهات
قحطی مژده و روزای خوش و قاصدک بود
یادم میاد روزی رو که هوا گرفته بود و
اشکای سرخ آسمون آروم و نم نم می بارید
تو در جواب سوالم فقط همینو گفتی
عاشقیمون یه بازی شاید ، یه الک دولک
نه باورم نمی شه که تو اینو گفته باشی
کسی که تا دیروز برام تو کل دنیا تک بود
قصه ی با تو بودن رو فقط یه جور میشه گفت
کسی که برای زخمای قلبم مثل نمک بود

این است گناه عاشقی و عاشق شدن
| Design By : Night Skin |



